محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

98

آثار عجم ( فارسى )

گفتند . از جمله شيعيان خاصّ امير المومنين على - عليه السّلام - است و علم نحو را از آن حضرت آموخته و در حرب صفّين « 1 » ، ملازم بوده ؛ شاعرى است شيرين كلام و حاضر جواب و نادره‌گوى . گويند وقتى در قبيلهء بنى قشير فرود آمد ؛ چون آن قبيله ناصبى و جبرى مذهب بودند ، سنگ به جانب او مىانداختند . وى سنگها را رد نموده ، گريخت . روز ديگر كه كار به صلح انجاميد ، ابو الأسود ايشان را ملامت كرد . گفتند : « ما رميناك انّ اللّه رماك » ( يعنى ما بر تو سنگ نينداختيم و لكن خدا انداخت ) . ابو الأسود گفت : « لا تكذبوا على اللّه فلو انّ اللّه رمانى لما اخطأنى » يعنى : دروغ بر خداى تعالى ننهيد ؛ اگر خدا به من سنگ انداختى ، خطا نكردى ؛ ناچار سنگ بر من مىخورد . وفات وى در بصره ، سنهء 69 هجرى بوده ؛ مدّت عمرش را 65 سال نوشته‌اند . بقول اصحّ ؛ و گويند به مرض طاعون درگذشت . [ امرؤ القيس ] ( 30 ) « 2 » ابن حجر « 3 » امرؤ القيس است ؛ ظهورش 6106 سال بعد از هبوط [ 62 f ] آدم عليه السّلام - بوده ؛ نسبتش از اين قرار است : امرؤ القيس بن حجر بن الحارث بن عمرو بن حجر كندى « 4 » ؛ كنيتش « ابا وهب » و لقبش « ذو القروح » ، ايضا « ملك الضلّيل » « 5 » . در نهج البلاغه است كه وقتى از على - عليه السّلام - سؤال نمودند كه اشعر شعرا كيست ؟ فرمود :

--> هم دارد . به هر حال نام قبيله‌اى است از كنانه . ( 1 ) . بر وزن سجّين ، موضعى است نزديك رقه ، در كنار فرات كه حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - با معاويه جنگ نمود در سال 37 هجرى . ( 2 ) . امرؤ القيس يعنى رجل الشدّه ؛ زيرا كه « امرء » به معنى رجل است و قيس به معنى شدّت و بعضى گويند « امرء » به معنى عبد است و قيس اسم صنمى است ؛ كذا قال استادى الشيخ المفيد دام شرفه ، فى شرح قصيدته . ( 3 ) . به ضم حاء مهمله و سكون جيم . ( 4 ) . به كسر اول ، قبيله‌اى هستند در يمن . ( 5 ) . يعنى پادشاه بسيار گمراه و ضلّيل بر وزن سكّيت است .